الشيخ السبحاني

73

قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى)

در نظر گرفتن عواملى كه بر سر راه عمر او پديد خواهد آمد ، عمرى كوتاه‌تر از آن خواهد داشت و آيهء زير به اين نكته اشاره مىنمايد : « إِذا جآءَ أَجَلُهُمْ فَلايَسْتَأخِرُونَ ساعَةً وَ لَايَسْتَقْدِمُونَ . . . ؛ « 1 » هنگامى كه اجل آنان فرا رسد نه لحظه‌اى تأخير مىكنند و نه لحظه‌اى پيش مىروند » . اطلاع از يك چنين « اجل » كه حقيقت آن آگاهى از عمر دقيق هر موجودى با در نظر گرفتن شرايط و موانع و تصادف‌هاى غير قابل پيش بينى است ، مخصوص خداوند است ؛ زيرا تمام موجودات جهان در اثر يك پارچگى و پيوستگى ، در يكديگر تأثير دارند ، حتى نسيمى كه در يك منطقه مىوزد ، با اوضاع و روىدادهاى دورترين نقطه ، وابستگى مستقيم دارد . روى اين نظر ، تحديد عمر موجودى ، فرع اين است كه انسان از اوضاع و حوادث بى نهايت جهان ، كه در عمر آن موجود دخالت مستقيم دارد اطلاع داشته باشد و يك چنين اطلاع كه در حقيقت احاطه‌اى علمى بر مجموع عوالم هستى است ، جز براى خدا ميسر نيست از اين جهت مىفرمايد : « وَ اجَلٍ مُسَمًّى عِنْدَهْ » . ولى اختصاص چنين علمى به آفريدگار جهان ، مانع از آن نيست كه خدا گروهى از بندگان مخصوص خويش را از « اجل معين » خود آنها و يا ديگران آگاه سازد و آگاه ساختن آنان از چنين اجل ، با اختصاص علم آن به خدا منافاتى ندارد ؛ زيرا علمى كه اختصاص به خدا دارد ، علم لدنى و ذاتى و غيراكتسابى است و هرگز چنين علمى در نزد افراد ديگر يافت نمىشود ؛ آن‌چه ديگران دارند ، تنها علم اكتسابى محدود است كه نمىتواند با علم نخست ، معادل و هم سنگ گردد .

--> ( 1 ) . يونس ( 10 ) آيهء 49 .